تبليغاتX
پسر برتر از دختر آمد پديد؟؟؟ پسر برتر از دختر آمد پديد؟؟؟

نویسنده : امين مختاري - ساعت 7:51 روز جمعه 1383/12/28

يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده هزار دلار!

خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:

- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده دلار!
- مگه ميشه؟
- چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!


 

 


نویسنده : امين مختاري - ساعت 11:0 روز پنجشنبه 1383/12/27

من جنگيده ام

تو تماشا كردي

اوفراركرد

من توي كرخه شنا كردم

اوبا اسكي روي آب مزاحم خواب ماهي ها شد

من با صداي آهنگران بزرگ شدم

تو در حمام از صدايت لذت بردي

او آخرين كاست هاي لس آنجلس را زمزمه مي كرد

من عكس مهدي باكري را قاب گرفتم

تو عكس بچه گربه هاي ملوس را از حاشيه ناصر خسرو خريدي

او( پلي بوي) قديمي خود را ورق زد

من شربت صلواتي خوردم

تو كوكاكولا سر كشيدي

او ليمو ترش را در گيلاس فشار داد

من زخمي شدم

تو نزديك بود دلت بسوزد

او جاي نيش پشه را خاراند من لباس بيمارستان پوشيدم

تو جلو آينه پيراهن تازه ات را نگاه كردي

من به اتاق عمل رفتم

تو به اتاق پذيرايي رفتي

او به اتاق بازرگاني رفت تا شير خشك وارد كند

من شهيد شدم

تو چرت بعد از ظهرت را از دست دادي

او دمر روي تخت خواب افتاد وآروغ زد

من به اقيانوسي از نور افتادم

تو زير نور چراغ مدادي به تماشاي ويتريني ايستادي

او مه شكن بنزش را در تونل كندوان روشن كرد من هنوز يك ارزوي بزرگ هستم

تو...

او...

 


نویسنده : امين مختاري - ساعت 12:0 روز سه شنبه 1383/12/25

با سلا م خدمت همه دوستاني كه به وبلاگ ما سر مي زنن وما رو از نظرات زيبا شون محروم نمي كنن

در جواب دوست عزيزمون آقاي  حسنی .. بايد بگم كه نه از اينكه اين حرف ها رومي زنم نمي ترسم  در ضمن گفته بودند كه فكر بعد از ازدواجمم هم باشم   من در جواب اين دوست عزيزمون بايد بگم كه هر كي كه ازدواج كرد نبايدکه زن زليل بشه يا به اصطلاح خودمون زيزي گولي بشه

 من رو حرف خودم هستم وبازم ادامه مي دم..

در ضمن در نظر سنجي كه آخر صفحه هم اومده شركت كنيد


نویسنده : امين مختاري - ساعت 4:20 روز دوشنبه 1383/12/24

يه دختر خانم عاشقي  از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

 خانم خانما 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220

 دختره سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

از خانمه40 ساله نوار مغزي ميگيرند، ميبينند39 سال اولش خاليه!

به دختره خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي

از دختر خويي ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان !   

 به همشهريمون ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره، همون كه هستش يك وجبه؟!

يه دختر يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه:  ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

 

حالا با اين همه تعريف از خانم ها كي مي گه خانم ها با هوش نيستن

 


نویسنده : امين مختاري - ساعت 18:43 روز شنبه 1383/12/22
 يه پري افسانه اي به يه زن ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده كنم. زنه ميگه: يه كاري كن كه شوهرم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميكنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده كردم. زنه خوشحال ميره خونه, ميبينه شوهرش تبديل به يه زن شده!

 

 


نویسنده : امين مختاري - ساعت 4:55 روز جمعه 1383/12/21

به دختره مي گن شما پسر هستيد دختره مي گه نه چشماتون قشنگ ميبينه.

دختره سوار اتوبوس مي شه مي ره يه گوشه واميسته. راننده بهش مي گه :خانم اين همه صندلي خالي چرا نميشيني ؟ دختره مي گه حالا صبر كن دو دقيقه ديگه همين يه ذره جا رو هم نمي توني پيدا كني..

يه دختره كه لكنت زبون داشت معلم كلاس اول مي شه مي گه بچه ها بگين انف بچه ها هم با هم مي گن انف مي گه نه بگين انف باز بچه ها با هم مي گن انف دختره شاكي مي شه مي گه من مي گم انف شما نگين انف شما بگين انف !!!!

دختره مي ره حرم امام رضا احساساتي ميشه مي گه امام علي قربون اون لب تشنت بشم پس كي ظهور مي كني !!!1

دختره تو مسابقه بيست سوالي شركت مي كنه بهش مي گن كه جواب بيسكوئيته ولي همون اول نگو دختره مي گه باشه وبيست سوالي شروع ميشه دختره ميگه يك كوئيته ..دو كوئيته ..وهمين طور ادامه ميده ..نوزده كوئيته مجري مي گه يه سوال بيشتر نداره بهتره كه يه راهنمايي كنم ومي گه با چايي مي خورن دختره زود مي گه آهان بگو خوب قنده ..

دختره رفته بود استخر مسئول اونجا مي خواست بخاطر شاشيدن جريمش كنه دختره داد وبيداد مي كنه كه : خوب همه تو آب مي شاشن مسئل مي گه آره نه از رو ديوار..

مامانه داشته واسه بچش لالايي مي خونده . بعد از يه ربع بچهه مي گه خوب مامان خفه شو مي خوام بخوابم

پسره با دوست دخترش تو پارك مي رفتن يه دفعه باباي پسره مياد پسره هل مي كنه دختره مي گه چرا هل كردي پذرت كه منو نميشناسه بگو آبجيمه..

دختره مي ره خبر مرگ مادرش رو بده بهش مي گه اين شتري يه كه در خونه همه مي خوابه . يارو مي گه خوب! ميگه اين دفعه رو ننه تو خوابيده..

 


نویسنده : امين مختاري - ساعت 20:42 روز پنجشنبه 1383/12/13

دختره مي ره قزوين قزوينيا دنبالش ميكنن تا... دختره حالا ندو كي بدو بالاخره دختره به يه كوچه بن بست بر مي خوره يهو ياد سريال امام علي وعمر وعاص مي افته زود لخت مي شه تا قزوينيا از خجالت فرار كنن ...قزوينيا كه از خدا اينو مي خواستن مي رن و.... دختره بلند مي شه وبا آه وناله مي گه آي پدر سوخته صداوسيما اونقدر سانسورمي كنه كهآدم نمي دونه آخر فيلم چي ميشه.


نویسنده : امين مختاري - ساعت 20:2 روز چهارشنبه 1383/12/12

گروه اول زنهايي هستند كه مردها رو بدبخت ميكنن!

گروه دوم زنهائی هستند كه اشك مردها رو در ميارن!

گروه سوم زنهائی هستند كه جون مردها رو به لبشون ميرسونن!

گروه چهارم زنهائی هستند كه كاری ميكنن مردها روزی 18 بار (‌ميانگين!)‌ آرزوی مرگ كنن!

گروه پنجم زنهائی هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههای بالا نيستند (‌ولی هستند!!)

 


نویسنده : امين مختاري - ساعت 14:27 روز جمعه 1383/12/07

به دختره مي گن شما پسر هستيد دختره مي گه نه چشماتون قشنگ ميبينه.

 

دختره سوار اتوبوس مي شه مي ره يه گوشه واميسته. راننده بهش مي گه :خانم اين همه صندلي خالي چرا نميشيني ؟ دختره مي گه حالا صبر كن دو دقيقه ديگه همين يه ذره جا رو هم نمي توني پيدا كني..

 

يه دختره كه لكنت زبون داشت معلم كلاس اول مي شه مي گه بچه ها بگين انف بچه ها هم با هم مي گن انف مي گه نه بگين انف باز بچه ها با هم مي گن انف دختره شاكي مي شه مي گه من مي گم انف شما نگين انف شما بگين انف !!!!

 

دختره مي ره حرم امام رضا احساساتي ميشه ميگه امام علي قربون اون لب تشنت بشم پس كي ظهور مي كني !!!1

 

دختره تو مسابقه بيست سوالي شركت مي كنه بهش مي گن كه جواب بيسكوئيته ولي همون اول نگو دختره مي گه باشه وبيست سوالي شروع ميشه دختره ميگه يك كوئيته ..دو كوئيته ..وهمين طور ادامه ميده ..نوزده كوئيته مجري مي گه يه سوال بيشتر نداره بهتره كه يه راهنمايي كنم ومي گه با چايي مي خورن دختره زود مي گه آهان بگو خوب قنده ..

 

دختره رفته بود استخر مسئول اونجا مي خواست بخاطر شاشيدن جريمش كنه دختره داد وبيداد مي كنه كه : خوب همه تو آب مي شاشن مسئل مي گه آره نه از رو ديوار..

 

مامانه داشته واسه بچش لالايي مي خونده . بعد از يه ربع بچهه مي گه خوب مامان خفه شو مي خوام بخوابم

 

پسره با دوست دخترش تو پارك مي رفتن يه دفعه باباي پسره مياد پسره هل مي كنه دختره مي گه چرا هل كردي پدرت كه منو نميشناسه بگو آبجيمه..

 

دختره مي ره خبر مرگ مادرش رو بده بهش مي گه اين شتري يه كه در خونه همه مي خوابه . يارو مي گه خوب!  اين دفعه رو ننه تو خوابيده..

 


نویسنده : امين مختاري - ساعت 19:9 روز پنجشنبه 1383/12/06

ازدواج برای آقايون خوبه يا بد؟

 قبل از ازدواج

 بعد از ازدواج

 نتيجه گيري اخلاقي

 خوابيدن تا لنگ ظهر

 بيدار شدن زودتر از خورشيد

 سحر خيز شدن

 رفتن به سفر بي اجازه

 رفتن به حياط با اجازه

 معتبر شدن

 خوردن بهترين غذاها بي منت

 خوردن غذا هاي سوخته با منت

 تقويت معده

 استراحت مطلق بي جر بحث

 كار كردن در شرايط سخت

 ورزيده شدن

 ديدوبازديد از اماكن تفريحي

 سر زدن به فاميل خانوم

 مهربون شدن

 آموزش گيتار و سنتور و ...

 آموزش بچه داري و شستن ظرف

 همدردي با مرد ها

 گرفتن پول تو جيبي از پاپا

 دادن كل حقوق به خانوم

 مستقل شدن


نویسنده : امين مختاري - ساعت 14:19 روز پنجشنبه 1383/12/06

ازدواج برای خانمها خوبه يا بد؟

 قبل از ازدواج

 بعد از ازدواج

 نتيجه گيري اخلاقي

 وزن ايده ال با چهره اي بشاش

 چاق و افسرده ومنزوي

 آمادگي بدن در روزهاي سخت

 ايستادن در صف سينما و استخر

 ايستادن در صف شير وگوشت

 آموزش ايستادگي

 تعطيلات رفتن به ديزن واسكي

 تعطيلات شست وشوي خانه ولباس

 پر شدن اوقات فراغت

 نوشتن كتاب شعر و رمان

 نوشتن داستان پرنده در قفس

 شهرت باد آورده

 صحبت تلفني بي محاسبه زمان

 اتهام به پر حرفي حتي براي 10 دقيقه

 حفظ عضلات صورت

 رفتن به سفرهاي هفتگي

 درحسرت رفتن به پارك سر كوچه

 امنيت كا مل


نویسنده : امين مختاري - ساعت 10:34 روز چهارشنبه 1383/12/05

غيرت وهويت را حراج مي كنند

وارد مي شوم اينجا بازار كرم گرم است در اوج سرماي طبيعت .بساط دلالان جلوس است. قدمي كه بر مي دارم صدايي به گوشم مي آيد مي گويد ارزان بخر ارزان نگاه مي كنم زنان ومردان با چند كاغذ كه رويش حك شده است توماني دادوستد مي كنند ، شرافت وعظمت را. جلوتر كه مي روم بساط فروشنده اي ديگر بر پاست او حتي با يك لبخند مي فروشد به دختركي جوان غيرت او را ، وگويي هرگز ناموسي ندارد هرگز...!

در كنار او بساط ديگري برپاست رنگارنگ . جذابيت خاصي دارد نمي دانم او چگونه مي فروشدوبه چه بهائي ، گل رز زرد رنگي به سويم مي گيرد ومي گويد نشانه عشق است . چشم هايش تاريك است گويي كه در آن روحي دميده نشده است . اصرار دارد گل را ببرم مي گويد بگير خنده ام مي گيرد او عشق را مي كوبد وصداقت را مي فروشد ودروغ را زينت بخش گفتارش مي كند .

تا آخر بازار همين گونه دلالان بساط گسترانده اند . جلوتر مي روم بساط دلالان بسيار شلوغ است مردم دورش احاطه كرده اند. جمعيت موج مي زند ، مي پرسم چه مي فروشند وبه چه قيمتي ،اشاره مي كند خودت بنگر جرات مي كنم سرم را با زحمت ميان ده ها سر بالا مي آورم ومي نگرم خرقه هاي زيبايي است مي فروشند بهايش را مي پرسم جواني مي گويد ارزان خيلي ارزان است مي گويم چه ؟ مي گويد با زير پا گذاشتن هويت خود به نظرم مي ارزد ....نه نه نه؟ نگاهش مي كنم گويي دلش به حال من مي سوزد حاضر نمي شوم بخرم . زير لب مي گويم مصداق شماها مصداق اين بيت لسان الغيب هستيد ، گرچه هنوز بسيار جوان هستيد ونادانسته اين خرقه را مي پوشيد وشعر را در انديشه ام مرور مي كنم :

خرقه پوشي من از غايت دينداري نيست   پردهاي بر سر صد عيب نهان مي پوشم

بازار را ترك مي كنم ومي روم شايد برسم به جائي كه مناقصه نگذارند شرافت راتا به مزايده نرود انسانيت انها.              

                                                                         يا حق.

 

تهيه وتنظيم از امين مختاري

 

 

www.boyism.mihanblog.com

www.pasarha.persianblog.com

 


خوندن اين متن براي افراد زير 18 سال توصيه نمي گردد.

دختر ایرانی؛ بشکه توقع!

این روزا توی فضای بلاگ های ایرانی بحث ازدواج و ، عقاید فمینیستی و از این قبیل زیاده ولی مثل اینکه گاهی اناث محترم نویسنده خیلی یه طرفه به قاضی میرن و هرچی دلشون می خواد واسه خودشون می برن و می دوزن انگار که پسرها همگی در یک ورطه پست فطرتی غوطه ورند و دیگر هیچ و هیچ کسی هم چیزی نمی گه. من به نوبه خودم از جنس خودم دفاع می کنم و عقایدم رو می نویسم.

آهای پسرایی که می خواید ازدواج کنید انقدر زود گول این دختر کمبود رو که می خواد زود به دوران برسه نخورید. قلبتون رو اگر که با خلوص نیت اومدید جلو، زرتی نذارید توی دست دختری که ظاهرش زیباست و درونش یک شیطان... تا یه دختر جلوی مانتوش رو باز می کنه و گفت عزیزم دوست دارم و انقدر دوستت دارم که ..... زرتی نرید توی مایه مجنون و فرهاد دیگه فکر کنید آخر عشق و عاشقی شده.کمی هم فکر کنید. با اون دختر بیشتر آشنا بشید. تو شرایط مختلف رفتارش رو ببینید و بعد یوغ بردگی و اسارت رو بندازید توی گردنتون که ازدواج نافهمیده چیزی جز بردگی و خفت نیست.

دختر ایرانی چی می خواد از شوهرش؟ اکثرا جواب می دن من یه شوهری می خوام که وضع مالی خوبی داشته باشه، تحصیل کرده باشه، به من کلی برسه و کارهای خونه رو بهم تحمیل نکنه، من بتونم به تمام آرزوهام برسم و همیشه در خدمتم باشه. این چیزایی که اکثریت دخترای امروزی توی ایران می خوان فقط روشون نمیشه رک بگن یه جورایی می پیچونن قضیه رو و
مثل ساندویچ های ترمینال جنوب، محتوای فاسد رو لای کاغذ رنگی

 تا دسته می کنن تو پاچه پسر بدبخت. پسره هم از همه جا بی خبر دیگه فکر می کنه چه فرشته ای گیرش اومده و اونم بدون تجربه و بی جنبه می افته تو دامی که بعدها دختره به خاک سیاه می شوندش.

بگذارید ببینیم این کاغذهای رنگی که می گیم چیا هستند که پسرا گول می خورن.

شوهر من باید کارهای خونه رو انجام بده. من آشپزی بلد نیستم پس غذا از بیرون باید بیاره. باید بریم مسافرت. نباید بهم دستور بده. باید حق طلاق و نصف اموالش مال من باشه تازه مهریه هم می خوام.

این شد عقاید فمینیستای ما. نوکر می خوان. برده می خوان. غلام می خوان و دیگر هیچ.پس نقش زن توی ازدواج چی میشه؟ بخور و بخواب و عیش و نوش. پس مشکلات زندگی چی میشه؟ احساسات یه مرد چطور؟ غرورش چی؟

واسه همینه که میگم اکثریت دخترای ایرانی یعنی کمبود. یعنی حس حقارتی که درونشون هست و می خوان هوار کنن رو سر یکی دیگه.


این رو بارها شنیدیم و بازم می شنویم که زندگی زیر یه سقف به مراتب فرق می کنه تا دوران عطر و ادکلن و غیرو.

نگید این چیزا نیست. نگید خیلی تند می رم. این چیزا هست. زیاد هم هست. کافیه بشنوه که مقیم خارجه. کافیه لپ تاپ و اون موبایل و تیپ رسمی با کراوات رو وقتی از یه ساختمون میاد بیرون رو ببینه. کافیه بفهمه تحصیلات خارج از کشور داره تا بیاد همون موقع پیشنهاد شام بده(!) و بعدش یه لباسی بپوشه که حوری های تو بهشت هم از این لباس نازک تر ندارن. تا بلکه بتونه با
تنها چیزی که داره با بدن زنانه اش ما رو اغوا کنه. این دختر هیچ خاصیت دیگه ای نداره جز زیبایی اندامی که اونم 1 در 100 مال خودشونه بقيش ماله اين مانتوهاي تنگيه كه ميپوشن – نيم كيلو سفيد كننده به سرو صورتشون ميزنن و تا 9 سالشون ميشه ميرن ابرو هاروميگيرن و..... اخلاق و رفتارشون روهم باید حواله به زرشک کرد.

انگار که دختر ایرانی مفعول به دنیا اومده. انگار که این وسط هیچ کاره هستن. چرا شما نباید این چیزا رو یاد بگیرید. مگر نمی دونید که مرد از نظر جنسی همیشه روی لبه تیغه. ذات و فیزیک بدنش اینه که زود ممکنه گول بخوره. زود اختیارش رو از دست بده. همه که پسر پیغمبر نیستن. همه که پیر دیر و زاهد نیستن! این پسر هم هر روز توی بمباران هزار عکس سکسی و جذابه. توی روز ممکنه چشمش به هزار تا پر و پاچه بخوره و فقط ببینه و خیره هم نشه اما می تونه همینا خونش رو جوش بیاره. اون وقت كه......؟
 اگر اینا رو زیر سوال می برید پس گله ای نداشته باشید که همون مرد بره با همجنس شما که بهش فاحشه خطاب می کنن بخوابه احساس آرامش کنه. مقصر می دونید کیه؟ مقصر خود شمایید.

آهای پسرایی که اینجا رو می خونید. گول نخورید. دوست دخترتون رو و یا همسر آیندتون رو فقط به عطر و گلابش نبینید. عشق چشمتون رو کور نکنه. ببینید تو شرایط مختلف چه عکس العملی داره. نگید اشکال نداره. چشم پوشی خوبه اما نه وقتی که قراره زندگی شما بر باد بره.

هر دختری که گفت سلام دست و پاتون نلرزه. زودی غرورتون رو نندازید توی چاه مستراح و یه سیفونم روش.
کلام آخر اینکه پسر و دختر هر دو حیطه مسوولیتی دارن که میشه از دید عشق بهشون نگاه کرد نه وظیفه و این حیطه تعریف ثابت و مرز ثابتی هم نداره که انقدر بخوایم سرش بحث کنیم. اگر زنی برای شوهرش غذا درست می کنه وظیفه اش نیست بلکه اون غذا می تونه تک تک دانه هایش مخلوطی از عشق و محبتی باشه که اون زن به روح غذا می دمه. سخن من اینه که اگر به خیلی چیزا اعتقاد داریم و دوست داریم بهشون برسیم بریم دنبالش و مفعول نباشیم. بگردیم تا پیدا کنیم. نگیم پیدا نمیشه. نگیم چه ضمانتی هست که پیدا کنم. در زندگی هیچ چیزی ضمانت نداره. زندگی رو هیچ کسی نمی تونه ضمانت کنه پس توکل کنید بر خدا و توقع و غرور کاذبتون رو بندازید دور و فقط ادعای روشنفکری در نیارید. بعدش می بینید که دست توی دست کسی گذاشته اید که حاضره برای شما هر کاری بکنه و شما هم حاضرید برای اون حتی از بزرگترین آرزوهاتون دست بکشید چرا که چیزی بدست آوریده اید که از ...

 

                                             یا حق.


نویسنده : امين مختاري - ساعت 14:7 روز دوشنبه 1383/12/03
شما می توانید از آدرس های زیر نیز به وبلاگ ما سر بزنید

www.pasarha.persianblog.com

www.boyism.mihanblog.com

ما رو از نظرات خوبتون محروم نکین

 دوست همه پسرای ایرانی   امین مختاری


|