

اسلام به هیچ وجه دین ضد زن نیست
خداوند حقوقی رابرای مرد و زن مصوب کرده است که حفظ و اجرای قوانین الهی موجب بهتر زیستن انسان میشود.
بعضی از آیات الهی توسط سود جویان مورد سوء استفاده قرار گرفته است که به بعضی از این آیات در زیر اشاره شده است
به این شبهات با توجه به نظر علما در پست های بعدی اگر توفیقی باشد پاسخ داده خواهد شد
زنان، کشتزار مردانند!
سوره بقره آیه ۲۲۳
نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ.
زنانتان کشتزار شما هستند. هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنات را بشارت ده.
شبهه: کشتزار نامیده شدن زنان مسئله ای کاملاً جنسی بوده است، یهودیان معتقد بودند برقراری تماس جنسی از پشت با زن باعث چپ شدن چشم کودک وی میشود، محمد وقتی این آیه را سراییده است که در مدینه مسلمانان در مورد صحت این قضیه از او پرسش کرده اند. در این آیه به مرد مسلمان اجازه داده میشود تا در هر کجا و در هر زمان و از هر طریق با زن خود رابطه جنسی برقرار کند.
حق تعدد زوجه بر مردان:
سوره نساء آیه 3
وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ.
اگر شمارا بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هرچه شما را پسند افتد، دو دو و سه و سه و چهار، چهار به نکاح (نکاح در عربی یعنی سپوختن) در آورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید تنها یک زن بگیرید یا هرچه مالک آن شوید. این راهی بهتر است تا مرتکب ستم نشوید.
شبهه: در اسلام یک مرد میتواند تا چهار زن رسمی داشته باشد، از نظر شیعه میتواند تعداد بیشماری زن را صیغه کند، و زنان بیشماری را نیز به بردگی بگیرد. اما زنان تنها میتوانند با یک مرد ازدواج کنند و این نابرابری در تضاد با اصل یکم اعلامیه حقوق بشر است. مسئله عدالت در اینجا نباید با برابری اشتباه گرفته شود. اما وقتی که برای این اسلامگرایان توضیح داده میشود که اکنون میتوان با آزمایشهای ژنتیکی پدر یک فرزند را تشخیص داد، این اسلامگرایان از اجازه دادن به همسرانشان برای ازدواج با چند مرد دیگر طفره میروند.
سرپرستی مرد بر زن:
سوره النساء (زنان) آیه ۳۴
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ...
مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند...
شبهه:(1) مردان برتر از زنان خوانده شده اند (2) یک دلیل برتری مردان به زنان برتری ذاتی آنها است که خداوند به آنها داده است (3) دلیل دیگر این برتری آن است که مردان به زنان نفقه (پول) میدهند (4) رابطه زن و مرد رابطه ای نابرابر است که به رابطه بین فرمانده و فرمانبردار تشبیه شده است و زنان مجبورند از مردان فرمانبرداری کنند
کتک زدن زنان :
سوره النساء (زنان) آیه ۳۴
... وَ اللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا.
... و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است.
شبهه: (1) مردان درصورتی که "بیم" نافرمانی (و نه حتی در حالتی که این نافرمانی واقعاً رخ دهد) باید زنان را با سه روشی که آمده است تنبیه کنند، یکی از این تنبیهات این است که باید آنها را کتک بزنند. (2) بعد از آن نباید به آنها ظلم کنند، یعنی در صورتی که بیم نافرمانی دارند، مردها باید به آنها ظلم کنند.
حق تجاوز به کنیزان
«وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً». (نساء،۲۴)
چرا مسلمانان در جنگها زنان را اسیر میکردند؟
شبهه: قرآن به مسلمانان اجازه میدهد بدون عقد با کنیزان نزدیکی کنند و این یعنی دادن حق تجاوز به کنیزان
شبهه: چرا در آیۀ ۲۴ از سورۀ نساء صاحبان بردگان حق اینرا پیدا میکنند که حتی با کنیزکان شوهردار نیز نزدیکی کنند؟
شهادت ۲زن به جای ۱ مرد
سوره بقره آیه ۲۸۲
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لاَ يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ يَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِيرًا أَو كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلاَ يُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ.
ای کسانی که ایمان آورده اید، چون وامی تا مدتی معین به یکدیگر دهید، آنرا بنویسید. و باید در بین شما کاتبی باشد که آن را به درستی بنویسید. و کاتب نباید که در نوشتن از آنچه خدا به او آموخته است سرپیچی کند. و مدیون باید که بر کاتب املاء کند و از الله، پروردگار خود بترسد و از آن هیچ نکاهد. اگر مدیون سفیه یا صغیر بود یا خود املاء کردن نمیتوانست، ولی او از روی عدالت املاء کند. و دو شاهد مرد به شهدات گیرید. اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن که به آنها رضایت دهید شهادت بدهند، تا اگر یکی فراموش کردد دیگری به یادش بیاورد. و شاهدان چون به شهادت دعوت شوند، نباید از شهادت خود داری کنند. و از نوشتن مدت دین خود، چه کوچک و چه بزرگ، ملول نشوید. این روش در نزد خدا عادلانه تر است، و شهادت را استوار دارنده تر و شک و تردید را زایل کننده تر. و هرگاه معامله نقدی باشد اگر برای آن سندی ننویسند مرتکب گناهی نشده اید. و چون معامله ای کنید، شاهدی گیرید. و نباید به کاتب و شاهد زیانی برسد، که اگر چنین کنید نافرمانی کرده اید. از خدای بترسید. خدا شما را تعلیم میدهد و او بر هر چیزی آگاه است.
شبهه: با توجه به این آیه شهادت زنان نصف شهادت مردان حساب میشود. برخی از اسلامگرایان میگویند این مسئله برای آن است که پای زنان کمتر به دادگاه برسد. این درحالی است که این آیه دقیقا نتیجه ای عکس میدهد، یعنی بجای یک زن دو زن باید برای شهادت دادن به دادگاه بروند.
سهم زنان از ارث نصف مردان
سوره نساء آیه۱۱
يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ يَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَآؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيما حَكِيمًا.
خدا در مورد فرزندانتان به شما سفارش میکند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است. و اگر دختر باشند و بیش از دو تن، دو سوم میراث از آنهاست. و اگر یک دختر بود نصف برد و اگر مرده را فرزندی باشد هر یک از پدر و مادر یک ششم میراث را برد. و اگر فرزندی نداشته باشد و میراث بران تنها پدر و مادر باشند، مادر یک سوم دارایی را برد. اما اگر برادران داشته باشد سهم مادر، پس از انجام وصیتی که کرده و پرداخت وام او یک ششم باشد. و شما نمیدانید که از پدران و پسرانتان کدامیک شما را سودمند تر است. اینها حکم خداست، که خدا دانا و حکیم است.
سوره نساء آیه ۱۷۶
يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَآ إِن لَّمْ يَكُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِن كَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالاً وَنِسَاء فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ.
از تو فتوی می خواهند ، بگوی که خدا در باره کلاله برايتان فتوی می دهد، : هر گاه مردی که فرزندی نداشته باشد بميرد و او را خواهری باشد ، به آن خواهر نصف ميراث او می رسد اگر خواهر را نيز فرزندی نباشد ، برادر از او ارث می برد اگر آن خواهران دو تن بودند ، دو ثلث دارايی را به ارث می برند و اگر چند برادر و خواهر بودند ، هر مرد برابر دو زن می برد خدا برای شما بيان می کند تا گمراه نشويد ، و او از هر چيزی آگاه است.
شبهه: سهم زنان از ارث در اسلام نصف سهم مردان است. این مسئله با اصل یکم اعلامیه حقوق بشر که حقوق تمامی افراد بشر را یکسان میداند در تضاد است.





غيرت وهويت را حراج مي كنند
وارد مي شوم اينجا بازار كرم گرم است در اوج سرماي طبيعت .بساط دلالان جلوس است. قدمي كه بر مي دارم صدايي به گوشم مي آيد مي گويد ارزان بخر ارزان نگاه مي كنم زنان ومردان با چند كاغذ كه رويش حك شده است توماني دادوستد مي كنند ، شرافت وعظمت را. جلوتر كه مي روم بساط فروشنده اي ديگر بر پاست او حتي با يك لبخند مي فروشد به دختركي جوان غيرت او را ، وگويي هرگز ناموسي ندارد هرگز...!
در كنار او بساط ديگري برپاست رنگارنگ . جذابيت خاصي دارد نمي دانم او چگونه مي فروشدوبه چه بهائي ، گل رز زرد رنگي به سويم مي گيرد ومي گويد نشانه عشق است . چشم هايش تاريك است گويي كه در آن روحي دميده نشده است . اصرار دارد گل را ببرم مي گويد بگير خنده ام مي گيرد او عشق را مي كوبد وصداقت را مي فروشد ودروغ را زينت بخش گفتارش مي كند .
تا آخر بازار همين گونه دلالان بساط گسترانده اند . جلوتر مي روم بساط دلالان بسيار شلوغ است مردم دورش احاطه كرده اند. جمعيت موج مي زند ، مي پرسم چه مي فروشند وبه چه قيمتي ،اشاره مي كند خودت بنگر جرات مي كنم سرم را با زحمت ميان ده ها سر بالا مي آورم ومي نگرم خرقه هاي زيبايي است مي فروشند بهايش را مي پرسم جواني مي گويد ارزان خيلي ارزان است مي گويم چه ؟ مي گويد با زير پا گذاشتن هويت خود به نظرم مي ارزد ....نه نه نه؟ نگاهش مي كنم گويي دلش به حال من مي سوزد حاضر نمي شوم بخرم . زير لب مي گويم مصداق شماها مصداق اين بيت لسان الغيب هستيد ، گرچه هنوز بسيار جوان هستيد ونادانسته اين خرقه را مي پوشيد وشعر را در انديشه ام مرور مي كنم :
خرقه پوشي من از غايت دينداري نيست پردهاي بر سر صد عيب نهان مي پوشم
بازار را ترك مي كنم ومي روم شايد برسم به جائي كه مناقصه نگذارند شرافت راتا به مزايده نرود انسانيت انها.
يا حق.
تهيه وتنظيم از امين مختاري


پسر برتر از دختر امد پديد خدا گفت اين را به اهل زمين
كه اي دختران گر چه زيباتريد ولي در خرفتي ز خر ، خر تريد
بباشد اطاعت ز مردان بدين كه انان سر اند و شما كمترين
اگر گفت مردي به زن اينچنين كه ان كار را ول كن اي سخت كين(سخت كين يعني گير سه پيچ)
بگوييد چشم و ببنديد دست كه مردان خرد ورزن و كارورز
اگر سربپيچيد از كار زن ببنديد او را به باد كتك
كه اين دختران و زنان جملگي به خر هاي عالم بگفتند زكي
بباشد مدارا براي شما كه مرديد و عالم به اسرار ما
كه دانم تحمل بسي سخت است ولي اجر ان دائم الوصف است
ندانم چرا دخترامد پديد كه باشد چنين مشكلات عديد
ولي باز گويم به اهل زمين پسر برتر از دختر امد پديد


آرزوی دست نیافتنی دختران امروزی ( فمنیستها )

و اما عاقبت دختران فمنیست .
![]()


از اين پس مي توانيد از آدرس زير نيز به وب پسرها سر بزنيد .



تهران و تهراني

الا اي داور دانـــــــــا تــــو مـي دانـي كـه ايـرانــي چــه محـنـتها كشيد از دست اين تهران و تهراني
چـــــه طــرفـي بست ازين جمعيت جز پريشاني چــــه دانــد رهـبـري سـرگشـته ي صحراي ناداني
چرا مردي كند دعوي كسي كو كمتر است از زن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
تــــــو اي بــيــمار نـاداني چه هذيان و هدر گفتي برشتي كله ماهي خور به طوسي كله خر گفتي
قــــــمـــي را بـــد شمـردي اصفهاني را بتر گفتي جــوانــمــردان آذربـــايــجــان را تـــرك خـــر گـفتي
تــــرا آتـــش زدنــد و خود بر آن آتش زدي دامن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
تــــو اهــل پـايـتـخـتـي بـايـد اهـل معرفت باشي به فــكــر آبــــــرو و افــــتــخــــار مـمـلـكـت بـاشـي
چرا بيچاره مشدي وحشي و بي تربيـت باشي به نقص من چه خندي خود سراپا منقصت باشي
مرا اين بس كه مي دانم تميز دوست از دشمن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
تــــو از ايــن كـنـج شـيـرخـانـه و دكـان سـيـرابـــي به جز بدمستي و لاتي و الواطي چه دريابي
در اين كولژ كه ندهندت به جز ليسانس تون تابي نـخـواهـي بـوعـلـي سينا شد و بونصر فارابي
بــه گاه ادعـا گـويـي كـه ديـپـلم داري از لـندن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
تو عقل و هوش خود ديدي كه در غوغاي شهريور كـشيدند ازدوسو همسايگان در خاك مالشگر
بــه نـق و نـال هـم هـر روز حـال بـدكـنـي بـدتــــر كـنـون تـركـيـّه بـيـن و نـاز شـسـت تـُركـهـا بنگر
كـه چـون مـانـدنـد بـا آن مـوقـعـيّـت از بلا ايمن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
گمان كردم كه با من همدل و همدين و همدردي بـــه مـــردي بـا پـيـوسـتـم نـدانستم كه نامردي
چـــه گـويـم بـر سـرم بـا نـاجـوانـمردي چه آوردي اگر مي خواستي عيب زبان هم رفع مي كردي
ولي ما را ندانستي به خود هم كيش و هم ميهن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
بـــه شـهريــور مـه پـاريـن كـه طـيــّارات با تعجيل فرو مي ريخت چون طيرابابيلم به سرِسجّيل
چـه گويم اي همه سازِ تو بي قانون و هر دمبيل تــو را يكشـب نشد ساز و نوا در راديو تعطيل
تــرا تـنـــبـور و تنبك بر فلك مي شد مرا شيون
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
بــــه قـفـقـازم بــرادر خوانـد با خود مـردم قـفـقـاز چون در تُركيُه رفتم وه چه حرمت ديدم و اعزاز
بـــه تــهــران آمــدم نشــنـاخــتي از دشمنانم باز مــن آخـــر سـالـها سرباز ايران بودم و جانباز
چرا پس روز را شب خواني و افرشته اهريمـن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
بــــه دسـتـم تــا سلاحي بود راه دشمنان بستم عـدو را تا كه ننشاندم به جاي از پا ننشستم
بـــه كـــام دشــمنــان آخـر گــرفتـي تيغ از دستـم چــنــان پــيـوند بگسستي كه پيوند نيارستم
كنون تنها علي مانده است و حوضش چشم ما روشن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
چــــو اســتاد دغـل سنگ محك بر سكه ي مـا زد تـــرا تــنــهـا پــذيــرفــت و مـــرا از امتـحان وازد
سـپس در چشم تو تهران به جاي مملكت جـا زد چــو تــهــران نـيز تنها ديد با جمعي به تنها زد
تــــو اين درس خيانت را روان بودي و من كودن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
چـــــو خـواهـنـد دشمني بنياد قومي را برانــدازد نخست آن جمع را از هم پريشان و جدا سازد
چــــو تـــنـــها كـــرد هـريـك را بـه تنهايي بدو تازد چـــنـان انــدازش از پــا كــه ديـــگر سـر نيفرازد
تو بودي آنكه دشمن را ندانستي فريــب و فن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
چـرا با دوستارانـت عــنــاد و كيــن و لــج باشـــد چــرا بــيـچــاره آذربــايــجـــان عـضــو فلج باشد
مگر پنداشتي ايـــران ز تــهـران تــا كــرج باشــد هـــنــوز از مــاســت ايرانرا اگر روزي فرج باشد
تو گل را خار مي بيني و گلشن را همه گلخن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
تـرا تـا تــــــرك آذربــايجـان بــــــود خراســان بود كجا بارت بدين سنگيني و كارت بدينسان بود
چه شد كردولر ياغي كزو هر مشكل آسان بود كجا شد ايل قشقاقي كزو دشمن هراسان بود
كنون اي پهلوان چوني تيري ماندوني جوشن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
كنون گندم نه از سمنان فراز آيد نه از زنجان نــه مـاهـي و بـرنج از رشت و چايي ر لاهيجان
از ايـن قحـط و غلا مـشكل توانـي وارهـاندن جان مگر در قصه ها خواني حديث زيره و كرمان
دگر انبانه از گندم تهي شد ديزي از بنشن
الا تهرانيا انصاف مي كن خر تويي يا من
شعري از شاعر فقيد آذربايجان استاد شهريار



یار دبستانی من، با من و همراه من
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما



با سلام .
بهتره قبل از اينكه شروع كنم به نوشتن ، اين نكته رو متذكر شم كه من نه ضد دختر هستم و نه هدفم توهين كردن به خانم هاست . بلكه اصولا هدف از راه اندازي از اين وبلاگ پاسخ دادن به دختر هاي فمنيس – لوس – ننر و جلف امروزي هست و بس.
سعي شده مطالبي كه مي نويسيم ، با ذكر منبع و با دليل و منطق باشه و خوشحال مي شم با هر كدام از بخش هاي سايت مشكل داشتين جوابگو باشم . به شرط اينكه به هم احترام بذاريم و توهين به همديگه و مقدسات ديني هم نكنيم .
با اجازتون مي خوام به چند آيه از قرآن كريم كه سخن رب العالمين است اشاره كنم.
آيه 34 سوره نساء :
مردان سرپرست و نگهبان زنان هستند به خاطر برتري هايي كه خدا براي بعضي بر بعضي ديگر قرار داده و همچنين به خاطر آنكه مردان از مال خودشان نفقه و خرج زندگي را مي دهند پس زنان بايد مطيع شوهر بوده و در غيبت او حافظ اسرار و حق او باشند.زيرا خدا هم (( حق زنان را )) حفظ مي كند و (( اما )) اگر از نافرماني بعضي زنان نگران هستيد اول بايد آنان را نصيحت كنيد و اگر مطيع نشدند از بستر خواب آنان دوري گزينيد و (( اگر باز مطيع نشدند )) آنان را تنبيه كنيد اگر از شما اطاعت كردند ديگر راهي براي تنبيه آنان پيدا نكنيد كه خداوند بلند مرتبه و بزرگ است .
آيه 282 سوره بقره :
دو نفر از مردان عادل خود را برنوشته ها شاهد بگيريد و اگر دو مرد نبودند يك مرد و دو زن از كسانيكه مورد رضايت هستند انتخاب كنيد .
أيه 34 سوره نسا’ اشاره به سرپرستي مرد نسبت به زن و تربيت زن توسط همسرش در صورت نافرماني اشاره دارد .
و آيه 282 سوره بقره به ارزش شهادت 2 زن به جاي يك مرد اشاره دارد.
از آيه 34 سوره نساء ميتوان چند نكته را برداشت نمود :
1- مردان سرپرست زنان هستند.
2- مردان از زنها برترند .
3- زن بايد مطيع مرد باشد.
4- به دو دليل مرد حق دارد زن خويش را تربيت كند : اول به خاطر برتري كه دارد و ثانيا به خاطر اينكه خرجي زن به عهده مرد مي باشد.
5- در صورت نافرماني زن از همسرش ، مرد بايد ابتدا اورا نصيحت ، اگر جواب نداد دوري از بستر و اگر جواب نداد مي تواند تنبيه كند.
از آيه 282 سوره بقره مي توان چند نكته را برداشت نمود :
1- ارزش شهادت مرد 2 برابر زن مي باشد .
2- شهادت زن به تنهايي اعتبار ندارد بايد حداقل 1 مرد نيز بر اين شهادت صحه بگذارد.



